السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

930

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

و خلاصه ، آن‌چه ولىاللَّه دهلوى آورده است چيز قابل ذكرى در برابر حديث « أنا مدينة العلم و على بابها » نمىباشد ؛ نه از نظر سند و نه از نظر دلالت و هر آن‌چه ذكر كرده ، فقط تعصّبى نفرت‌انگيز و سرسختى آشكارى است . . . ( 16 ) با سخن اورنگ‌آبادى درباره‌ى اين حديث قمرالدّين اورنگ‌آبادى در كتابش « نورالكريمتين » گويد : « حديث : أنا مدينة العلم و على بابها و سدّوا كلَّ خوخة إلّاخوخة ابىبكر و سدّوا كلّ خوخة إلّاخوخة علىّ ، اشاره به كليّت اين خانه و درهايش دارد ، ليكن اضافه‌ى دَر به على ممكن است كه اضافه‌ى بيانيّه باشد ، چون على خودش يك دَر است ، همان‌گونه كه عمر در حديث حذيفه خود يك دَر بود و در حديث : أنا مدينة العلم ، اشاره به كالايى است كه در خانه‌ى نبوّت مىباشد كه دانش است ، امّا پول‌ها و كالاهاى ديگر در آن‌جا نيست . و اين عدم و فقدان پول‌ها و كالاها حقيقت فقر است . و از اين رو فرمود : پيامبران دينار و درهمى به ارث نمىگذارند جز اين كه دانش را به ارث نهادند ؛ هر كس آن را دريافت كرد ، بهره‌ى بسيارى دريافت كرده است . . . » اين سخن از چند وجه باطل و بيهوده است : اوّل : اگر آن طور كه او مدّعى است ، حديث مدينة العلم اشاره به كليت آن خانه داشته باشد ، لازم مىآيد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خانه‌اى كلّى براى نبوّت باشد و از اهل بيت نبوّت نباشد و ليكن به اين لازمه - با اين كه با خواسته‌اش منافات دارد هيچ‌يك از مسلمانان ملتزم نمىشود ، چون از اهل بيت نبوّت بودن ايشان صلى الله عليه و آله و سلم از امور مسلم ضرورى است و اگر نبوّت در خانه‌اى شكل گيرد بىترديد او و خانواده‌اش در آن خانه است . دوم : اين كه حديث اشاره به درهاى خانه دارد . . . دانستيد كه اين حديث ايما و اشاره‌اى نيست بلكه تصريحى صريح است به اين كه حضرت امام على عليه السلام تنها باب مدينة العلم است و اين شهر را درهاى متعددى نيست جز ائمّه‌ى اطهار عليهم السلام كه در عين تعدّد و كثرت ، يگانگى در آنان متحقق است .